X
تبلیغات
گردشگری و میراث فرهنگی

میترا یزدچی
ظهور كوروش را در نيمه قرن ششم قبل از ميلاد، بايد از معجزات حوادث تاريخ، لااقل براي بقاي نژاد آريايي، برشمرد. در اين سال‌ها، دو حكومت بسيار مقتدر و قوي و در عين حال متجمل ثروتمند، در آسياي صغير و دشت‌هاي غربي ايران وجود داشت كه يكي دولت ليدي و ديگري دولت بابل بود.


كوروش توانست با اتحاد طوايف پارس، ماد، مكران و پارت (خراسان) وحدت آريايي را پديد آورد. اين وحدت به او اين قدرت را بخشيد كه به فكر تسخير سارد افتد و براي انجام اين منظور قبل از آنكه اتحاد ميان سارد و بابل پيش آيد، به نواحي غربي تاخت و تا بابل خواست از خواب شهوت‌آلود خود برخيزد، سارد را در هم كوبيد و كرزوس را از تخت جبروت خود پايين كشيد.
پس از آن نوبت بابل بود. بابل خطه بزرگي براي ايران محسوب مي‌شد، علاوه بر اين يك انگيزه ديگر نيز كوروش را به فتح بابل بر مي‌انگيخت و آن صيت ظلم و جوري بود كه نام بخت نصر در گوش‌ها افكنده بود. پادشاهي كه قلاب زنجير را به زبان يكي از مخالفان خود كوبيد و او را چون سگ به پايه تخت خود بست! حاكمي كه با خنجر طلا و مرصع خود، چشمان پادشاه فلسطين را از كاسه بيرون كشيد، معابد سليمان را آتش زد و دستور بريدن زبان و چشم مردم فلسطين را داد!
در اين شرايط بعضي از بزرگان بابل كه متوجه روي كارآمدن كوروش شدند و از طرفي ديدند كه شرق و سلاطين شرقي هم به كوروش عنايت خاص دارند، با وي مكاتبه كردند تا بالاخره كوروش وارد بابل شد و با همكاري همين افراد بابل را فتح كرد.
پس از اين فتح است كه كوروش اعلاميه معروف خود را كه اولين اعلاميه حقوق بشر است، منتشر مي‌كند و به موجب اين اعلاميه چهل هزار نفر از قيد اسارت بابلي‌ها آزاد شدند.
متن بابلي اين فرمان كه بيست‌وپنج قرن پيش صادر شده، در سال 1879ميلادي در حفاري‌هاي بابل كشف شد و اكنون در موزه بريتانيا (لندن) قرار دارد. اين فرمان از نظر اهميت موضوع و تفويض حقوق اجتماعي و آزادي به ملل تابعه در آن عصر چنان حائز اهميت است كه در محافل حقوق‌دانان جهان به عنوان اولين منشور آزادي تلقي شده است و فرمان مزبور كه به سطح استوانه‌اي از گل رس در چهل و پنج سطر حك شده، معروف به «اعلاميه كوروش» و آن استوانه نيز به «استوانه كوروش» مشهور شده است.
تاج‌گذاري كوروش
كوروش در بابل تاج‌گذاري كرده و تفصيل آن را گزنفون نوشته است. اين تاريخ بر طبق سالنامه‌هاي بابلي «در روز سوم ماه مرهسوان» ضبط كرده‌اند كه از آن تاريخ درست 2505 سال مي‌گذرد.
گزنفون، طي داستاني كه به نام «سيرو پديا» نوشته و تحت عنوان «كوروش‌نامه» ترجمه شده است، خاطره‌اي از اين تاج‌گذاري را آورده در آن آمده است، كه چگونه سربازان، درباريان و مردم شهر براي اين مراسم حاضر شده و سپس، تاجي از جواهر را بر سر مي‌گذارد و پس از آن باقبايي ارغواني كه حاشيه‌اي سفيد دارد، چنان باشكوه مي‌شود كه تماشاچيان بي‌درنگ در برابرش تعظيم مي‌كنند.
مرگ كوروش
مرگ كوروش، سردار بزرگ ايران نيز مانند تولدش مرموز و شگفت‌انگيز و در پرده‌اي از اسرار پوشيده است.
مورخان يوناني داستان كودكي و پرورش كوروش را به صورت افسانه‌اي نوشته‌اند كه از همه مفصل‌تر روايت هرودت است كه مي‌گويد: آستياگ، پادشگاه ماد شبي خواب ديد كه از شكم دخترش ماندانا، درخت تاكي برآمد و آسيا را فراگرفت، معبرين گفتند: از دخترت فرزندي به دنيا خواهد آمد كه سلطنت را از تو خواهد ستاند و او تصميم گرفت طفل نوزاد دخترش را بكشد. وزير، طفل را به دست چوپاني به نام مهرداد سپرد تا به قتل برساند. مهرداد، زني داشت به نام «سپاكو» كه در همان روزها طفلي مرده به دنيا آورده بود.
او جريان سپردن طفل و امر به قتل او را به زن خود گفت و اظهار داشت كه از پدر و مادر طفل چيزي نمي‌داند، ولي از اشياي زرين و لباس‌هاي فاخر بچه به نظر مي‌آيد از خاندان شاه باشد.
«سپاكو» با مشاهده طفل، دل به او مي‌بندد و مانع كشتنش مي‌شود و او را بزرگ مي‌كند.
بعدها كه آستياگ از ماجرا مطلع شد، هم وزيرش را سخت تنبيه كرد و هم كوروش را به نزد پدر و مادرش در فارس فرستاد، ولي كوروش در آنجا حكومت يافت و بالاخره بر آستياگ پيروز شد.
مرگ كوروش نيز داستان پيچيده‌اي دارد و بعضا هنوز در پرده‌اي از ابهام است.
طبق روايت يونانيان كوروش كه در مغرب، كارها را رو به راه كرده بود، براي يكسره كردن كار مشرق و جلوگيري از هجوم قبايل ماساگت و سكاها به مشرق تاخت. در اين وقت بر اين طوايف مهاجم، زني حكومت مي‌كرد كه «تومي ريس» نام داشت. كوروش تا رود سيحون (آراكس) راند و از آن رود نيز گذشت و به پيغام ملكه كه گفته بود «شاه ماد، رها كن كارهايي كه مي‌كني، چه مي‌داني نتيجه آن چه خواهد شد» اعتنايي نكرد. اما در اين جنگ سپاهيان ايران شكست يافتند و ظاهرا در همين وقت خبر توطئه‌اي در غياب كوروش از پايتخت (پارس) نيز به گوش او رسيد و وضع را مشوش‌تر كرد و پسر ملكه ما ساگت‌ها نيز كه در اسارت كوروش بود، خودكشي كرد و بالاخره خشم و توحش طوايف مهاجم شديدتر شد و در جنگ بعد، هنگام گير و دار جنگ، به قول كتزياس، كوروش از اسب به زير افتاد و يكي از جنگي‌‌هاي هندي زوبيني به طرف او انداخت كه به ران او برخورد كرد.
پس از اين ماجرا، كوروش را به اردوگاه بردند، او وصايايش را كرد و پس از 3 روز درگذشت.
روايت شده است كه «تومي ريس» امر كرد مشكي از خون انسان پر كردند و سپس جسد كوروش را يافته، سر او را در مشك خون فرو كرد و خطاب به آن گفت: اي پادشاه، با اين كه من زنده‌ام و سلاح به دست بر تو پيروز شده‌ام اما تو كه با خدعه و نيرنگ بر فرزند من دست يافتي، در حقيقت مرا نابود كردي، اكنون ترا از خون خواري سير مي‌كنم.»
پاسارگاد، آرامگاه كوروش
بر اثر حمله كمبوجيه به مصر و قتل او در راه مصر، اوضاع پايتخت پريشان شد تا اينكه داريوش روي كار آمد و سال‌ها با شورش‌هاي داخلي جنگيد و همه شهرهاي مهم يعني بابل، همدان، پارس، ولايات شمالي و غربي و مصر را آرام كرد و پس از بيست سال جنازه كوروش را از پارت به پرسپوليس (تخت جمشيد) منتقل كرد.
اين انتقال طي مراسم باشكوهي و طي چند روز برگزار شد و روي مقبره كوروش به زبان يوناني چنين نوشتند: اينجا است آرامگاه من، كوروش، شاهنشاه ... .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 19:4  توسط میترا یزدچی  | 

ميترا يزدچي
اگر مي‌خواهيد در تعطيلات نوروزي، سفري رويايي و خاطره‌انگيز داشته باشيد، به شما توصيه مي‌كنيم به مازندران سري بزنيد.

دريا، كوهستان، جنگل، آبشار و طبيعت دلنشين و ديدني مازندران اين استان را به يكي از قطب‌هاي گردشگري كشور تبديل كرده است.
استان مازندران، با 23756كيلومتر مساحت و 2823606نفر جمعيت، از شمال به دريا، از جنوب به استان‌هاي تهران و سمنان، از غرب به استان گيلان و از شرق به استان گلستان محدود است.
مازندران با 15شهرستان و 46شهر جمع شده است كه حدود 50درصد آنها در طول نوار ساحلي خزر واقع شده‌اند. 12پارك جنگلي، 9پارك ملي و پارك حيات‌وحش، 12آبشار مهم، 10درياچه، ده‌ها رودخانه بزرگ و كوچك، 4تالاب، 365 اثر تاريخي ثبت شده، مناطق ييلاقي مهم مانند جواهرده، دوهزار، كلاردشت، كجور، لاويج، لاريجان و قلابن، مازندران را به عنوان يكي از بهترين نقاط گردشگري كشور مطرح ساخته است.  
بهشهر
غار باستاني علي تپه (شمال غربي روستاي ال‌تپه)، غارباستاني هوتو (شمال شرق روستاي تروجن)، غارباستاني كمربند (شمال شرق روستاي تروجن)، عمارت باغ شاه (شهرداري كنوني بهشهر)، خانه احمد علي خان هزار جريبي (جنوب بهشهر)، سيكاپل (شرق بهشهر- محله قنبرآباد)، مجموعه بناهاي تاريخي شهرياري (جنوب بهشهر)
سواد كوه
محله قديمي آلاشت (روستاي آلاشت) ، كليساي اوريم رودبار (پل سفيد)، پل بالو (جاده شيرگاه به زير آب)، پل ورسك (روستاي ورسك) ، پل شاه عباسي (روستاي ورسك) ، برج لاجيم (روستاي لاجيم)، غار اسپهبد خورشيد (نزديك روستاي روانسر)
آمل
دخمه‌هاي سنگي كافر كلي (جاده هراز) ، پل معلق (داخل شهر)، بقعه ميربزرگ (داخل شهر)
تنكابن
قلعه تنكابن (جنوب شهر خرم‌آباد) ، پل خشتي قلعه‌گردن (جاده قديم گردن به دوهزار)، پل هشت چشمه (داخل شهر)
ساري
مجموعه تاريخي فرح‌آباد (28كيلومتري ساري)، برج آرامگاهي امامزاده عباس (داخل شهر)، خانه فاضلي (داخل شهر) حمام وزيري (داخل شهر) ، خانه كلبادي (داخل شهر) مسجد جامع (داخل شهر)، آب انبار نو (داخل شهر) بقعه شاطر گنبد (روستاي عيسي خندق)
بابلسر
بناي بهداري (داخل شهر) ، پل فلزي (داخل شهر)، برج آرامگاهي امامزاده ابراهيم (داخل شهر)
نوشهر
موزه كندلوس (روستاي كندلوس) ، پل دو آب (جاده چالوس)، خرابه شهر (كجور) ، ساختمان نيروي انتظامي نوشهر (داخل شهر) ، دور قلعه يا سوته قلعه (روستاي كجور)
رامسر
مجموعه باغ و كاخ مرمر (داخل شهر) ، هتل قديم رامسر (داخل شهر)، موزه خزر (داخل شهر)، قلعه ماركو (كتالم)، قلعه شاه‌نشين (قلعه بند)، ساختمان فرمانداري (داخل شهر)
قائمشهر
پل آجري خرما كلا (روستاي خرما كلا) ، تپه باستاني قلعه‌كش (طالقاني) (داخل شهر)، بناي شهرداري (داخل شهر)، پل آجري بالاتجن (روستاي استرآباد)
بابل
مقبره سلطان محمدطاهر (3كيلومتري بابل)، موزه بابل (داخل شهر) ، مسجد جامع بابل (داخل شهر)، امامزاده قاسم (داخل شهر)، مسجد كاظم بيك (داخل شهر)، مقبره درويش فخرالدين (محله موز برج)، مجموعه دانشكده پزشكي (داخل شهر)، راسته بازار حليه فروشان (داخل شهر)، مجموعه بناهاي نجفي (داخل شهر)
چالوس
راه سنگ فرش (در امتداد روستاهاي سينوا مازي‌پشته ، تونل سنگي (كلاردشت)، كارخانه حريربافي (داخل شهر)، دبستان پروين اعتصامي (داخل شهر)، بناي نهارخوران (جاده كندوان- محله دزبن)، كاخ اجابيت (كلاردشت)، مجموعه بناهاي ديواني كلاردشت (كلاردشت)، كاخ چايخوران (داخل شهر)
سوغات مازندران
هر مسافرتي با خريد يادگاري‌هايي براي هميشه ماندگار مي‌شود. سفر به مازندران نيز براي شما مي‌تواند با خريد صنايع‌دستي اين منطقه جاويدان شود. همان‌طور كه مي‌دانيد روستاها مركز عمده توليدات صنايع دستي هستند. در مازندران نيز اين‌گونه است و شما با مراجعه به روستاهاي ذيل محصولات زيبايي از صنايع‌دستي اين استان را تهيه كنيد.
متكازين (بهشهر)
يكي از مناطق فعال در زمينه بافته‌هاي دستگاهي در مازندران، روستاي متكازين از روستاهاي هزار جريب بهشهر است كه در رشته‌هاي گليمچه متكازين، جاجيم‌بافي، چادرشب‌بافي، حوله و حمام سري، فره‌بافي، شمد و... هنرمندان زيادي را به خود اختصاص داده است. كليه اين بافته‌هاي نساجي با دستگاهي به نام كدس چال يا كرت‌چال بافته مي‌شوند و اكثر دستگاه‌هاي موجود به صورت موروثي از گذشتگان به بافندگان فعلي رسيده‌اند.
روستاي آلاشت (سواد‌كوه) اين روستا از توابع سوادكوه است كه از روستاهاي سنتي در زمينه بافته‌هاي دستگاهي و داراي پاپوش‌ها، غدمالي و... در استان است. در اين روستا، هنرمندان زيادي به توليد اين محصول مي‌پردازند كه هم اكنون نيز از ديگر هنرها و حرفه‌هاي سنتي مطرح در اين روستا آهنگري، حلب‌سازي و درودگري سنتي است. چادرشب‌بافي، جاجيم‌بافي، گليج، گليمچه با طرح‌هاي مختلف حمام سري، حوله، شمدبافي، جوراب‌بافي، موج‌بافي، كلاه نمدي، زيراندازهاي نمدي و... كه از رشته‌هاي مهم بافته‌هاي دستگاهي اين روستا هستند، در اين روستا توليد مي‌شوند.
روستاي كلاگر محله(جويبار)
اين روستا از توابع جويبار است كه هنرمندان از قديم در اين روستا به ساخت سفال مي‌پرداخته‌اند. روش پخت اين سفال‌‌ها با استفاده از كوره سنتي با سوخت مازوت است. نقوش مورد استفاده در اين مشبك‌ها بسيار ساده و هندسي است. اين روش‌ كار به صورت نسل به نسل در خانواده چيني‌سازهاي منطقه منتقل شده است.
روستاي جواهر ده
اين روستا از توابع شهرستان رامسر و داراي جاذبه‌هاي صنايع دستي بسيار است. كلاه، زيرانداز و تن‌پوش‌هاي نمدي از محصولات معروف اين روستا هستند. علاوه بر اين در بهار مردم اين روستا بازي‌‌هاي محلي جالبي با اسب‌هاي تزئين‌شده با صنايع دستي محلي دارند كه براي شما مي‌تواند ديدني باشد.
 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 19:1  توسط میترا یزدچی  | 

آنچه که در پی می آید  مطالبي درباره شرايط دريافت ويزاي كشورهاي همسايه ايران در حاشيه خليج‌فارس است و اطلاعات آن از  بخش رواديد سفارت‌خانه‌هاي اين كشور در ايران  دریافت شده که حضورتان تقديم مي‌كنيم.

امارات متحده عربي
امارات متحده عربي، كشوري عربي در جنوب غربي آسيا، شرق شبه‌جزيره عربستان و در بخش جنوبي خليج‌فارس قرار دارد. بر اساس اطلاعات موجود اين كشور در 51-5و26 طول شرقي و 22-5و26 درجه عرض شمالي از نصف‌النهار مبداء واقع شده است. مساحت امارات متحده عربي به غير از مساحت جزيره‌هاي تابعه در حدود 77هزار و 700كيلومتر مربع است.
وجه تسميه امارات متحده عربي از آنجا است كه پس از تشكيل اتحاديه هفت امارات اميرنشين تاسيس شده است و عبارتند از، ابوظبي، دبي، شارجه، عجمان، ام‌القوين، راس‌الخيمه و فجيره.
اين كشور در دوم دسامبر 1971ميلادي تاسيس و ابوظبي پايتخت آن است. قبل از تاسيس دولت اتحاد امارات متحده عربي، اين منطقه «امارات متصالحه» نام داشت.
موسس و بنيانگذار حكومت امارات متحده عربي، شيخ‌زايد‌بن سلطان آل نهيان بوده كه با همكاري شيخ راشد‌بن سعيد آل مكتوم به تاسيس اين اتحاد همت گمارد. اولين نخست‌وزير در حكومت دولت اتحاد، شيخ مكتوم‌بن‌راشد بود. پس از درگذشت موسس دولت اتحاد امارات، رييس حكومت امارات در سال 2004 ميلادي شيخ خليفه بن زايد و نايب‌رييس و نخست‌وزير آن شيخ‌محمدبن‌راشد، حاكم دبي هستند.
ويزاي امارات متحده عربي
براي سفر به ايالات متحده عربي فقط بايد از طريق آژانس‌هاي مسافرتي اقدام كنيد يا شخصي كه مقيم اين كشور است كفيل شما شود و با ارسال فتوكپي صفحه اول گذرنامه براي او، اجازه ورود شما به اين كشور را بگيرد.
جهت كسب اطلاعات بيشتر مي‌توانيد در تهران با سفارت اين كشور تماس بگيريد.
آدرس: خيابان ولي‌عصر- اول خيابان ظفر- رو‌به‌روي رستوران حاتم- تلفن 4-88781333
كويت
كويت كشوري كوچك در خاورميانه است كه در ميان كشورهاي عراق، عربستان سعودي و آب‌هاي خليج‌فارس واقع شده است. پايتخت اين كشور، شهر كويت است.
شهر كويت در 1022قمري توسط فردي به نام «صباح» بنيانگذاري شده است. صباح، نياي شيخ‌هاي كنوني كويت است.
كويت 17هزار و 820كيلومتر وسعت دارد كه 462كيلومتر آن ساحلي است. آب‌و‌هواي اين كشور در تابستان بسيار گرم و در زمستان نسبتا سرد است. كويت شش استان دارد كه عبارتند از عاصمه، احمدي، حولي، فروانيه، جهراء و مبارك‌الكبير.
ويزاي كويت
براي دريافت رواديد كويت، بايد فتوكپي صفحه اول گذرنامه‌تان را براي يك فرد مقيم كويت بفرستيد و او پس از اخذ اجازه ورود، آن را براي شما ارسال كند.
سفارت كويت در تهران نيز پاسخگوي سوالات شما است.
آدرس: تهران- خيابان وحيد دستگردي (ظفر)- بين خيابان آفريقا و خيابان ولي‌عصر- پلاك 323 تلفن: 9-88785997
بحرين
پادشاهي بحرين كشوري جزيره‌اي در آب‌هاي خليج فارس و پايتخت آن منامه است. بحرين به پنج استان تقسيم شده و تا سوم ژانويه 2002 داراي 14 شهر بوده است. كشور بحرين از 32 جزيره بزرگ و كوچك تشكيل شده است.
در سال 1522 ميلادي اشغالگران پرتغالي، بحرين را اشغال كردند و در سال 1602 ميلادي ايراني‌ها آن را از چنگ پرتغالي‌ها رها ساختند.
بحرين از سال 1820 ميلادي تحت حمايت كشور انگلستان بود و در سال 1971 ميلادي استقلال كامل يافت.
ويزاي بحرين
براي دريافت ويزا بايد فتوكپي گذرنامه خود را براي شخصي كه مقيم بحرين است ارسال كنيد و او پس از دريافت رواديد، آن را براي شما بفرستد.
براي كسب اطلاعات بيشتر مي‌توانيد به سفارت اين كشور واقع در خيابان آفريقا- نبش خيابان زوبين، پلاك 248 مراجعه كرده يا با تلفن‌هاي 88772847-88773383 تماس بگيريد.
قطر
قطر شبه‌جزيره‌اي كوچك در منطقه خاورميانه و آسيا است. در سال 1995، شيخ حمدبن خليفه آل‌ثاني با حمايت خاندان حاكم و مردم قطر به سلطنت رسيد.
در سال 1971 قرار بود قطر به امارات ملحق شود، اما هر دو كشور خواهان استقلال خود بودند و در سال 1972، شيخ خليفه‌بن حمد آل‌ثاني با يك كودتاي بدون خونريزي حكومت را به دست گرفت و در سوم سپتامبر 1971 قطر به استقلال رسيد و در سال 1991 از اين كشور براي پايگاه نيروهاي بين‌المللي در جنگ خليج‌فارس استفاده شد.
متاسفانه در حال حاضر ايرانيان نمي‌توانند به اين كشور سفر كنند. جهت كسب اطلاعات بيشتر مي‌توانيد به سفارت اين كشور واقع در خيابان آفريقا، بلوار گل‌آذين، پلاك 4 مراجعه كرده يا با تلفن‌هاي 6-22051255 تماس بگيريد.
اردن
نام رسمي اين كشور اردن هاشمي است و نام فرامرزي آن اردن است. اردن هم نام اين كشور و هم نام رودي در آن است. واژه «اردن» به معناي پالاينده و پالايه و همچنين نام گونه‌اي ابريشم است. با وجود اين ابهام معني، از ديرباز واژه اردن رايج بوده و گاه نيز به صورت كنعان به كار رفته است. روزگاري بدان مملكت مواب، مملكت ادوم و مملكت حلعاد نيز مي‌گفته‌اند. در دوره‌ جنگ‌هاي صليبي بدان نام ولايت‌هاي مونترال، كرك و مملكت لاتيني اورشليم نيز داده شده است.
اردن كشوري است در خاورميانه كه از شمال با سوريه، از شمال شرقي با عراق و از شرق و جنوب با عربستان سعودي و از غرب با اسرائيل و كرانه باختري رود اردن همسايه است كه مجموع خطوط مرزي اردن با اين كشورها به يك‌هزار و 619كيلومتر مي‌رسد.
اردن از جنوب به خليج عقبه مماس است واز آن رو حدود 26كيلومتر نيز مرز آبي دارد و اين در ميان كشورهاي عربي كمترين مرز آبي به شمار مي‌رود.
مساحت كشور اردن به طور عمده از صحراهاي خشك و باير تشكيل شده است، اما در قسمت‌هاي غربي ارتقاعاتي نيز وجود دارد. در نوار مرز غربي اردن، رود اردن جاري است كه اين كشور را از اسرائيل جدا مي‌كند. بلندترين نقطه اردن، قله جبل رم است كه يك‌هزار و 734متر ارتفاع دارد. پست‌ترين نقطه آن نيز بحرالميت است. پايتخت اردن، امان است كه در شمال غربي آن قرار دارد.
قسمت اعظم اردن، صحرا است و آب و هواي آن نيز خشك و بياباني است. در حالي كه قسمت غربي اين كشور در طول دوران بارندگي ساليانه از نوامبر تا آوريل، شاهد بارش نسبي است.
ويزاي اردن
براي دريافت ويزاي اردن بايد مداركي را كه شامل دعوت‌نامه از شخصي حقوقي يا حقيقي مقيم كشور اردن كه در آن اسم و مشخصات شما دليل و محل اقامت سفرتان را مشخص شده است دو قطعه عكس رنگي جديد و پرسنلي، فرم درخواست ويزا (از سفارت بگيريد) فتوكپي گذرنامه و مبلغ 15هزار تومان است را به سفارت تحويل دهيد.
سفارت اردن در تهران- شهرك غرب-فاز 4- فلامك شمالي- كوچه 8 واقع شده است و از شنبه تا چهارشنبه بين ساعت 9 تا 30/11 پاسخگوي شما است. همچنين در صورت لزوم مي‌توانيد با شماره 88088356 تماس گرفته و اطلاعات بيشتر را كسب كنيد.
عمان
سلطان‌نشين عمان، كشوري پادشاهي در شرق شبه‌جزيره عربستان و پايتخت آن مسقط است.
عمان در طول تاريخ به نام‌هاي مختلفي ناميده شده است، اما بارزترين نام‌ها مجان بوده است. اين نام ارتباط موثقي به صناعات كشتي‌سازي و معدن مس «نحاس» در زمان سوميران داشته است البته مدتي نام عمان «مزون» بوده كه به دليل وجود تعداد زيادي از چشمه‌هاي آب شيرين در اين منطقه است.
كشور پادشاهي عمان دومين كشور بزرگ در شبه‌جزيره عربستان است و حدود 300هزار كيلومتر وسعت دارد كه بيشتر آن كوهستاني است.
ويزاي عمان
براي دريافت ويزاي كشور عمان بايد با مراجعه به سفارت اين كشور در تهران فرم درخواست رويداد آن را دريافت كرده و به زبان انگليسي مشخصاتتان را بنويسيد سپس با فتوكپي صفحه اول گذرنامه، دو قطعه عكس 3×4 و يك معرفي‌نامه از محل كارتان به زبان عربي به سفارت عمان تحويل دهيد. قيمت ويزاي عمان 17500تومان است و سفارت‌خانه در اين زمينه روزهاي شنبه تا چهارشنبه هر هفته بين ساعات 9 تا 30/14 پاسخگوي شما است.
سفارت‌خانه عمان در خيابان افريقا- كوچه تنديس-پلاك 12 واقع شده است و تلفن‌هاي تماس با آن 22056831-2-22057641 هستند.
خانم‌ها به تنهايي اجازه ورود به عمان را ندارند و حتما با يك شخص مذكر محرم مانند پدر، برادر يا همسر به آنجا مسافرت كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 19:16  توسط میترا یزدچی  | 

ميترا يزدچي
آداب و رسوم هر قوم يا ملتي، گنجينه پرارزشي از فرهنگ، هنر و اخلاق مردم يك مرز و بوم است كه به مرور زمان شكل يافته و پس از گذر از فراز و فرودهاي گذشته‌هاي دور، امروز به بالين آن قوم رسيده است.


كشور ما، ايران، جزو معدود كشورهايي است كه در تمدن و فرهنگي غني، غوطه‌ور است و بسياري از آداب و رسوم خود را در هر شرايطي در طول تاريخ حفظ كرده است.
نوروز، يكي از رسوم سنتي و آييني ايران است كه در پس قرون متمادي همچنان پابرجامانده و به عنوان اولين اثر ايران در ميراث معنوي جهان، براي هميشه ماندگار خواهد ماند.
ثبت جهاني نوروز به عنوان اولين ميراث معنوي ايران، بهانه‌اي شد تا در آستانه سال نو و نوروز 87 نگاهي عميق‌تر به نوروز و آداب آن در كشورمان و بلكه جهان داشته باشيم.
افسانه‌ها و روايات را اگر ورق بزنيم و در آن به دنبال پيدايش نوروز بگرديم، به يك نقطه مي‌رسيم، اينكه تولد نوروز به زمان جمشيد برمي‌گردد.
جمشيد، چهارمين پادشاه پيشدادي و محبوب‌ترين چهره دوران كهن ايران بوده است.
پيوند نوروز با جمشيد، از سويي به كهن‌سال بودن آن و از سوي ديگر به محبوب بودن چهره جمشيد و خاطره خوشي كه از او در ذهن ايرانيان بازمانده است، اشاره دارد.
شعرا، دانشمندان و حتي سفرنامه‌نويسان، بعضا به اين موضوع در كتب خود اشاره كرده‌اند. از جمله اينكه، فردوسي، در رابطه با پيدايش نوروز به نقل داستاني پرداخته است كه «وقتي جمشيد از كارهاي كشوري بياسود، بر تخت كياني نشست و همه بزرگان لشگري و كشوري بر گرد تخت او فراهم آمدند و بر او گوهر پاشيدند.» جمشيد آن روز را كه نخستين روز از فروردين و آغاز سال بود، «نوروز» ناميد و جشن گرفت. يا برهان قاطع، نوروز و رسم جشن گرفتن اين روز را به مناسبت بر تخت نشستن جم در طلوع آفتاب در آذربايجان و بازتاب درخشش پرتو خورشيد از تاج و تخت جم دانسته و چنين نوشته است: «جم در سير عالم چون به آذربايجان رسيد فرمود تخت مرصعي را بر جاي بلندي رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعي بر سر نهاده و بر آن تخت بنشست. همين كه آفتاب طلوع كرد و پرتو آن بر تاج و تخت افتاد، شعاعي در نهايت روشني پديد آمد. مردمان از آن شادمان شدند و گفتند اين روز نو است و چون به زبان پهلوي شعاع را شيد مي‌گويند، اين لفظ را بر جم افزودند و او را جمشيد خواندند و جشن عظيم كردند و از آن روز اين رسم پيدا شد.»
فخر‌الدين ابو سليمان داوود، نويسنده «روضه اولي‌الالباب»، در سده هشتم قمري، بنياد نوروز و برپايي نخستين جشن نوروز را در تخت جمشيد كه آن را «چهل منار» مي‌نامد، به جمشيد نسبت مي‌دهد و مي‌نويسد: «جمشيد در تحويل آفتاب به نقطه حمل در آن سراي بر تخت نشست و آن روز را نوروز نام نهاد.»
از زمان پيدايش نوروز اگر بگذريم، آنچه كه مسلم است، بي‌ترديد نوروز و جشن نوروزي يك آيين كهنسال همگاني و مربوط به پديده نو گشتگي سال و دگرگوني طبيعت از حالتي به حالتي ديگر در ميان اقوام مختلف جهان و ايران، حتي پيش از آمدن آريايي‌ها به اين سرزمين بوده است.
«مهرداد بهار» مولف كتاب «از اسطوره تا تاريخ»، نوروز را يك جشن همگاني در فرهنگ ايران و بين‌النهرين و آيين‌نوروزي را يك سنت كهن و رايج در هزاره سوم پيش از ميلاد در منطقه دانسته و مي‌نويسند: «اين آيين‌ يا همراه با كوچ بوميان نجد ايران به بين‌النهرين، به آن سرزمين رفته، يا هم زمان در سراسر منطقه وجود داشته است.» به رغم اينكه نوروز جشن ايرانيان از دوران زرتشت شناخته شده است، اما در اوستا اشاره‌اي به اين موضوع نشده است.
«مهرداد بهار» نيامدن اين آيين مهم را در اوستا به سبب زرتشتي نبودن اين جشن و مرسوم نبودن چنين آييني در شرق سرزمين ايران احتمال داده است.
به اعتقاد «آرتور‌سن كريستن سن» مولف كتاب «نخستين انسان و نخستين شهريار در تاريخ افسانه‌اي ايران»، اگر چه در اوستا به نوروز و جشن آن اشاره‌اي نشده، ليكن از تداول جشن‌هاي ششگانه گاهنبار در ايران باستان نام برده است و در اين رابطه مي‌نويسد: «هر گاهنبار پنج روز است كه آخرين روز آن به عنوان روز عيد اصلي جشن گرفته مي‌شود. آخرين گاهنبار از اين گاهنبارها كه وجه اشتقاق نام آن معلوم نيست، يعني «همسپثميديه» شامل پنج روز اضافي (خمسه مسترقه) است كه جاي آن در پايان آخرين ماه از ماه‌هاي سي روزه است. از زماني كه آغاز سال در اعتدال بهاري تعيين شد، نوروز بدين ترتيب ششمين روز جشن گشت كه به «همسپثميديه» افزوده شد.»
نوروز در گذر تاريخ
از زمان پيدايش نوروز در زمان جمشيد تاكنون، نوروزهاي بي‌شماري آمده‌اند و رفته‌اند كه همراه با آداب و رسوم بوده‌اند.
آداب و رسوم نوروز اگر چه كمابيش تغيير يافته‌اند ولي در پايه و اساس يكي بوده و نشانه‌هايي براي نمايش روحيات مردم مناطق برگزار كننده آنها هستند.
بنابر پژوهش‌هايي كه روي آثار سنگ نگاره‌ها و كتيبه‌هاي بازمانده از دوره هخامنشيان انجام شده، مردم آن دوره با نوروز براي برگزاري آيين‌هاي ويژه نوروزي و استقبال از نمايندگان اقوام و مردم مختلف استفاده مي‌كردند.
هر سال، نمايندگان ملل و اقوام مادي، ايلامي، بابلي، خوزي، آشوري، هندي، تونسي، آفريقايي و ... با پوشاك قومي و ملي خود در تخت جمشيد گرد مي‌آمدند، نوروز را در كاخ آپادانا در برابر شاه جشن مي‌گرفتند و هديه‌هاي خود را به پادشاه ايران اهدا مي‌كردند.
«ابوريحان بيروني» در التفهيم، در رابطه با نوروز و آداب آن آورده است: «نوروز و جشن نوروزي در ميان ايرانيان، چنان اهميت داشت كه برخي از جشن‌هاي مهم را به شمار روزهايي كه تا نوروز فاصله داشت، مي‌خواندند. مثلا، «سده» را به اين سبب مي‌ناميدند و جشن مي‌گرفتند كه در روز آبان، دهمين روز از بهمن ماه بود، پنجاه روز و پنجاه شب مانده به نوروز، يا جشن «خرم‌روز» را كه در روز هرمزد از دي‌ماه مي‌گرفتند، جشني بود كه در آن پادشاهان از تخت فرونشسته، جامه‌هاي سپيد پوشند و با دهقانان و كشت‌كاران هم خوراك شوند و حاجبان و پرده‌داران در ميان نباشند، نود روز نيز مي‌خواندند، چون از آن روز تا نوروز 90روز باقي بود.»
در دوره ساساني، نوروز را در چند روز (شش تا سي‌روز نوشته‌‌اند) جشن مي‌گرفتند و نوروز را به «نوروز عامه» و «نوروز خاصه» تقسيم كرده بودند.
«نوروز عامه» يا «نوروز كوچك» پنج‌روز بود كه از اول فروردين آغاز مي‌شد و «نوروز خاصه» روز ششم فروردين يا خرداد روز بود كه آن را «جشن بزرگ» نيز مي‌ناميدند.
«ابوريحان بيروني» روز ششم فروردين را «نوروز بزرگ» و آن را نزد ايرانيان عيد بزرگي خوانده و مي‌نويسد:‌ «خداوند در اين روز از آفرينش جهان آسوده شد، زيرا اين روز آخر روزهاي شش‌گانه است و در اين روز خداوند مشتري را بيافريد و فرخنده‌ترين ساعت‌هاي آن روز ساعات مشتري است. زرتشتيان مي‌گويند كه در اين روز زرتشت توفيق يافت كه با خداوند مناجات كند و كيخسرو در اين روز به هوا عروج كرد و در اين روز براي ساكنان كره زمين سعادت را قسمت مي‌كنند و از اينجاست كه ايرانيان اين روز را «روز اميد» نام نهادند.
آيين نوروزي همان طور كه گفته شد، احترام نوروز در ميان ايرانيان به قدري بود كه از مدت‌ها پيش براي آن برنامه‌ريزي كرده و آييني را در اين رابطه داشتند.
كوسه برنشين، آتش افروز، مير نوروزي، خان سيزده‌روز، نوروزي خوان، چهارشنبه‌سوري، بوته افروزي، آب‌پاشي يا آب‌بازي و ... از جمله آداب و آيين‌هاي پيش از نوروز است كه از قديم‌الايام بوده و هنوز هم پابرجا هستند.
هركدام از آداب نوروز پيش از آن، ناشي از موقعيت‌ جغرافيايي و اعتقادات مردم بوده و حاوي پيامي بوده و هستند كه بررسي آ‌نها مي‌تواند راهگشاي شرايط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي زمان خود باشد.
«پيك‌هاي نوروزي» كه امروزه جاي خود را به «حاجي‌فيروز» داده‌اند، پيام‌آوران شادي نوروز بوده‌اند. معروف‌ترين «پيك‌هاي نوروزي»، «ركوب كوسبح» يا «كوسه برنشين» «آتش‌افروز»، «ميرنوروزي» يا «پادشاه نوروزي» هستند.
خراساني‌‌ها،‌ حاجي‌فيروز را «جيگي جيگي، ننه خانم» مي‌خوانند. كاربرد اين اصطلاح براي حاجي فيروزها به اين سبب است كه در بازي‌هاي نمايشي خود ترانه «جيگي جيگي، ننه خانم» را كه از ترانه‌هاي مشهور و رايج در خراسان است، مي‌خوانند:
اسم مير نوروزي، يكي از انواع پيك‌هاي نوروزي، از جمله رسومي است كه هنوز هم در ميان برخي از اقوام ايراني مانند كردان كردستان، لرهاي بختياري و مردم اسفراين به صورت‌هاي خاص محلي معمول است و نخستين كسي كه اين رسم را در زمره آيين‌هاي نوروزي در مطبوعات مطرح كرد، شادروان محمد قزويني بود.
«حاجي‌فيروز» يا «آتش افروز»، هم پيك‌هاي بهاري هستند كه هنوز حتي در تهران هم كما و بيش در آستانه نوروز مي‌آيند و با شعر معروف، «حاجي‌فيروزم، سالي‌يه روزم»، خبر از سال نو مي‌دهند.
حاجي‌فيروزها، با لباس قرمز يا رنگارنگ، صورت سياه و دايره‌اي در دست، مردم را به استقبال بهار مي‌برند و با آواز و شعر آنها را شاد مي‌كنند، مردم نيز در عوض به آنها عيدي يا شيريني مي‌دهند تا شادي متقابل باشد. در مجموع سرخي لباس «حاجي‌فيروزها» نشاط‌آور و شادي بخش و هركسي را شاد مي‌كند.
رنگ سرخ، نه تنها در لباس حاجي‌فيروز، بلكه در چهارشنبه‌سوري نماد شادي و سرور است. اين آيين، كه به «شب‌سوري» نيز معروف است. شب چهارشنبه آخر سال برگزار مي‌شود و از آن رو اين سنت به فرهنگ ايرانيان وارد شده كه عرب‌ها روز چهارشنبه هر هفته را مانند روز سيزده هر ماه نحس و بدشگون مي‌دانستند، براي دوركردن شومي و نحسي چهارشنبه آخر سال كه از هر چهارشنبه ديگر بدشگون‌تر پنداشته مي‌شده، نسبت پيش از آن را همچون «شب سوري» كه آييني قديم بود، جشن گرفتند و آتش مي‌افروختند و به آيين ايرانيان باستان به آتش‌افروزي و ترانه‌خواني مي‌پرداختند. در برخي نقاط ايران دو يا سه چهارشنبه آخر سال را بدشگون مي‌پنداشتند و جشن مي‌گرفتند؛ مثلا، مردم اردبيل سه‌ چهارشنبه از آخرين ماه سال را جشن مي‌گيرند و آنها را به ترتيب «توز» چهارشنبه، «كول» يا «كوله» چارشنبه و «گول» چارشنبه مي‌نامند.
در تمام انواع چهارشنبه‌سوري، بوته‌افروزي و پريدن از آتش جزيي لاينفك است و هرچه آتش سرخ‌تر باشد، شادي مضاعف‌تر است.
در كنار آتش‌بازي، رسوم ديگري مانند، فال گوش، قاشق‌زني، كوزه‌شكني و ... مرسوم است.
همانند سايه آيين پيشواز نوروز، چهارشنبه‌سوري هم در مناطق مختلف ايران با آداب محلي درآميخته است. در خراسان، مردم پس از آتش‌افروزي مقداري زغال به نشانه سياه‌بختي، كمي نمك به علامت شورچشمي و يك سكه دهشاهي به نشان تنگدستي در كوزه‌اي سفالين مي‌اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي‌چرخاند و آخرين نفر كوزه را بر سر بام خانه برده و آن را به كوچه پرتاب مي‌كند و مي‌گويد: درد و بلاي خنه ر رختم به توي كوچه».
خراساني‌‌ها باور دارند كه با دورافكندن كوزه تيره‌بختي، شوربختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي‌كنند.
در بعضي مناطق نيز آيين‌هاي چهارشنبه‌سوري، همراه با خرافات مي‌شوند و مثلا خانواده‌هايي كه حاجتي دارند براي برآمدن آن و كساني‌كه بيمار دارند براي بهبودش. در شب چهارشنبه آخر سال، آتش يا آجيل مي‌آورند يا هنگام پريدن از آتش مي‌خوانند: «سرخي تو از من، زردي من از تو» تا به اين ترتيب زردي بيماري جاي خود را به سرخي سلامتي بدهد.
خوراكي‌ها، نه تنها در پيش از نوروز بلكه در آيين نوروز و سفره هفت‌سين جايگاه خاصي دارند.
سفره يا «خوان نوروزي» از رسوم ديرپاي عيد نوروز است و آداب خاص خود را دارد. اين رسم در نوروز و چيدن هفت‌نوع خوراكي بر روي‌ آن بازمانده رسمي كهن است و شماره هفت نيز تمثيلي از هفت‌ايزد دين مزديسنا است.
امروزه هفت‌نوع خوراكي كه روي سفره نوروزي مي‌چينند بنا به مقتضيات اجتماعي، فرهنگي و اقليمي در نواحي مختلف ايران فرق ولي معمولا هفت‌نوع خوراكي كه با حرف «سين» شروع مي‌شود؛ مانند «سيب»، «سنجد»، «سمنو»، «سركه»، «سماق»، «سنبل» و «سير» يا «سياه‌دانه» معروف‌ترين آنها هستند. در برخي از روستاهاي فارس و خراسان «سفره هفت ميم» و «هفت شين» از هفت گياه و ميوه مي‌گسترند.
برخي نيز معتقد بوده‌اند كه «سين» مخفف «سيني» است.
علاوه‌بر اين در «خوان نوروز» آينه، شمع و شمعدان، قرآن (براي مسلمانان) و اوستا (براي زردشتيان)، جاي پر از آب كه در آند چند برگ سبز شمشاد و نارنج انداخته‌اند، يك جام با ماهي‌هاي قرمز، نرگس، سنبل، تخم‌مرغ‌هاي رنگي نان، سبزي‌پلو با كوكو، سكه، اسفند رنگ شده قرار مي‌گيرد كه هر يك معناي خاصي در آغاز سال دارند و نمادي براي خوش‌يمني هستند. از جمله نان نماد بركت، تخم‌مرغ، نماد زايش و تداوم نسل، برگ سبز، زندگي شمع و افروختن آن نور است.
ايرانيان پس از پذيرش اسلام، دين خود را با آداب سنتي تلفيق كردند و در كنار سفره نوروزي سنتي خود دعاي هنگام تحويل سال را نيز زمزمه مي‌كنند كه در آن از خداوند خواستار تغيير و تحولي به بهترين شرايط مي‌شوند.
پس از خواندن دعاي تحويل سال، بزرگ خانواده قرآن را مي‌گشايد و هفت سوره يا هفت آيه از آن را كه با كلمه سلام آغاز شده مي‌خواند و خداوند خواستار دفع بلا از محيط خانه و خانواده مي‌شود. مراسم نوروز و سال نو تا سيزدهم فروردين يا «سيزده بدر» ادامه مي‌يابد و در طي آن خانواده‌ها به سنت‌هاي حسنه مانند ديدوبازديد، عيدي دادن و ... مي‌پردازند و در روز سيزده فروردين به دامن طبيعت مي‌روند كه باز خوراكي‌ها مانند آش رشته، تحفه، شيريني، آجيل و هر آنچه از پذيرايي عيد به جاي مانده را با خود به طبيعت برده و به شادي مي‌پردازند. عصر هنگام نيز كاهو با سركه و چاي مي‌خورند كه هر كدام همانند ساير رسوم داراي مفهومي است و در مناطق مختلف ايران مطابق آيين‌ محلي برگزار مي‌شود.
با پايان «سيزده بدر» در واقع سال كاري آغاز مي‌شود و هر كسي آماده مبارزه با مشكلات و مسائل زندگي و كار در سال جديد مي‌شود.
نوروز و آيين آن در هر بهار به ما نويد فرصتي دوباره براي زندگي را مي‌دهد تا همانند طبيعت كه پس از مرگ و خواب زمستاني دوباره زنده مي‌شود، به ياد آخرت و زندگي پس از مرگ باشيم و قدر لحظات زندگي را بدانيم.
همچنين ثبت نوروز در ميراث معنوي جهاني، مي‌تواند فرصتي باشد؛ اگر كساني با نوروز ايران آشنا نيستند، با آن آشنا شده و پي به قابليت‌هاي فرهنگي ايران ببرند، پس چه خوب است ما خودمان در اين امر پيش‌قدم شده و به دنبال ثبت اين اثر معنوي، عوامل انتخاب اين اثر از سوي يونسكو را براي اذهان آگاه بشر معرفي كنيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 19:9  توسط میترا یزدچی  |